دانلودها  دانلودها   گالری تصاویر  گالری تصاویر   انجمن روانشناسان خودتوانمند  انجمن روانشناسان خودتوانمند   عضویت در سایت  عضویت در سایت   مقالات  مقالات   اساتید و مشاورین  اساتید و مشاورین   طرح پیوند  طرح پیوند   خدمات مرکز  خدمات مرکز  
کدامیک از فعالیت های موسسه تاثیر بیشتری در سبک زندگی شما دارد؟
: آموزش ها
: مشاوره ها
: آزمون های روانشناختی
: محصولات فرهنگی
: برنامه های علمی ،فرهنگی و تفریحی
   صفحه اول
   اخبار
   درباره ما ››
   تماس
   جستجو در سایت












  شمسی   

               

مقالات  کودک و نوجوان 

مقالات ، کودک و نوجوان

کودکان همیشه ترسو

ترس های طبیعی,انواع ترس در کودکان

 

ترس، هیجانی است که هنگام احساس خطر در شخص به وجود می آید و او را به فرار از آن موقعیت ترس آور وا می دارد. فردی که بشدت ترسیده باشد، از ارضای نیازهایش باز می ماند، تعادل روانی اش به هم می خورد و نمی تواند از فرصت ها و توانایی هایش به طور مناسب استفاده کند.

 

مقدار معینی از ترس نه تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان نیز شرط بقا و ادامه زندگی و حیات و دور داشتن انسان از حوادث و خطرهاست، اما در صورتی که ترس از حد معینی تجاوز کند، فرد را از انجام امور روزمره بازمی دارد و باید به درمان آن اقدام شود.

 

ترس های نابجا بر خیال و توهم استوار است و آسیب های فراوانی بجا می گذارد. ترس های طبیعی پایه و اساس عقلانی دارند و در صورت نبود آن، فرد در معرض خطر قرار می گیرد. نخستین ترس در کودکان، صداهای ناگهانی، بلند، فریاد تند و قوی و احساس افتادن از جای بلند است. این انگیزه ها به تدریج برحسب مراحل رشد دگرگون می شود. کودک در دوره طفولیت، از اشخاص بیگانه و جاهای ناآشنا و احساس از دست دادن شخص معین، مثلاً مادر، می ترسد.

 

او در دوره نوجوانی و بلوغ به مفهوم مرگ پی می برد و از آن می ترسد. نوع و میزان ترس کودک از پدیده های مختلف، به عواملی چون سن، جنس، تجارب گذشته، میزان رشد ذهنی، ارزش های اجتماعی و فرهنگی که کودک از والدین و همسالان خویش آموخته و بالاخره درجه امنیتی که کودک از آن برخوردار است، بستگی دارد.میزان و شدت ترس در سه سالگی به اوج خود می رسد. در سه سالگی ترس جنبه موقعیتی دارد. یعنی افراد، اشیا و حیوانات موجود در محیط و تاریکی، موارد ترس بچه را تشکیل می دهند. تا سال های نوجوانی، ترس بیشتر جنبه تعمیمی دارد. یعنی کودک زمانی از چیزی ترسیده است و از آن به بعد آن را تعمیم می دهد. این نوع ترس غالباً با اضطراب و نگرانی همراه است. گفته شده است ترس هایی که بیش از دو سال دوام یابد، از نظر بالینی نیاز به توجه دارد.

 

انواع ترس در کودکان

مطالعات نشان می دهد که کودکان دو تا شش سال به طور متوسط دچار چهار تا پنج نوع ترس مختلف هستند و به طور میانگین هر چهار روز یک بار واکنش های ناشی از ترس در آنان مشاهده می شود. همچنین پژوهش های مختلف مشخص می کند که ترس در دختران بیشتر از پسران وجود دارد و نوع ترس دختران بیشتر از حیواناتی مانند مار، موش و سوسک است، در حالی که پسران بیشتر از این که مورد سرزنش و انتقاد دیگران واقع شوند، می ترسند. همچنین میزان و شدت ترس در دختران بیشتر از پسران است. معمولاً با افزایش سن، میزان و شدت ترس ها کاهش می یابد، اما بعضی از ترس ها در سنین خاصی تظاهر می کند. با این حال، امکان دارد ترس های دوران کودکی پیامدهای درازمدت داشته باشد. به نظر می رسد با افزایش سن، به جای از بین رفتن ترس، سبک ابراز آن تغییر می کند.

 

ترس موجب بعضی رفتارهای نامناسب می شود، مانند: لکنت و گرفتگی زبان، ادرار غیرارادی، خواب پریشان و با حرکات عصبی، حسودی و کمرویی.

 

علل ترس در کودکان

1) به طفل آموخته می شود که محتاط و بیمناک باشد. زیرا ناچاریم در موارد مختلف طفل را با ترس آشنا سازیم. برای مثال او باید از آتش یا از حرکت اتومبیل ها بترسد. اما برخی از مادران اطفال را از اشیا یا اشخاصی که نباید بترسند، بر حذر می دارند. این مادران ممکن است به خاطر آسودگی خویش و انصراف بچه از خیره سری او را از پلیس یا دکتر بترسانند یا مادری ممکن است به طفل بگوید: باشد تا وقتی که مدرسه بروی و ببینی که اگر حرف بزرگتران را نشنوی، چه بلایی به سرت می آورند. به این طریق است که اطفال غالباً از مردم یا مکان هایی می ترسند که باید مورد محبت و علاقه آنان باشد و در حقیقت یک نوع ترس بیهوده به آنان تلقین می شود.

ترس های طبیعی,انواع ترس در کودکان

2) طفل بر اثر تجربیات خود با ترس آشنا می شود. اگر طفل در موقعیت خاصی ترسیده یا صدمه دیده باشد، احتمالاً در آینده نیز از همان موقعیت و وضع دچار ترس و دلهره خواهد شد. اگر طفلی در حالی که سوار اتومبیل بوده تصادف کرده باشد، ممکن است از سوار شدن مجدد به اتومبیل بترسد. اگر بخاری داغی دستش را سوزانده باشد، ممکن است دیگر نگذارد که او را نزدیک بخاری ببرند.

 

3) ترس طفل ممکن است در نتیجه تقلید از چیزی باشد. کودک کم سن برای اطفال بزرگتر و افراد بالغ اهمیتی زیاد قائل است و آنان را بسیار دانا و قوی تصور می کند. بنابراین، اگر یکی از آنان از چیزی بترسد، کودک کم سن تر فکر می کند که آن چیز باید خیلی وحشتناک باشد و به ناچار او نیز دچار ترس می شود. به این علت است که افراد بالغ هرگز نباید حتی به عنوان شوخی خود را ترسان نشان دهند. ترس های بی شماری وجود دارد که به این روش آموخته می شود. کودکان معمولاً از سگ، رعد و برق یا بیگانگان می ترسند، زیرا پدر و مادرشان این ترس را به آنان تلقین کرده اند.

 

4) خیال و تصور طفل کم سن مستعد ترسیدن از اشیایی بخصوص است که حرکت یا تولید صدا می کنند؛ زیرا طفل تصور می کند که آنها زنده اند و ممکن است او را اذیت کنند.

  

پیشگیری آسان تر است

پیشگیری از ترس به مراتب آسان تر و عملی تر از درمان آن است، بنابراین تا حد ممکن با حذف علل از بروز ترس جلوگیری کنید. همچنین برای درمان ترس باید علل آن شناخته شود و درمان، با توجه به علل بروز آن انجام گیرد. برای درمان ترس کودکان باید به والدین و اطرافیان کودک کمک شود، از طریق استدلال و عمل به کودک نشان داده شود که ترس او بی مورد و بیجاست، به کودک جرأت و مهارت مبارزه با ترس آموخته شود و تا حد ممکن با موقعیت های ترس آور عملاً آشنا شود. از ترساندن کودکان از چیزهایی نظیر تاریکی، دیو و لولو به طور جدی خودداری کنید. با کودکان با نهایت محبت و مهربانی رفتار و در زمینه افزایش اعتماد به نفس آنان به طور جدی اقدام کنید. باید از قدرت و نیروی محرک ترس آور کاسته و آن محرک را با یک محرک نشاط آور توأم کنید. از مشاهده فیلم های ترسناک و گوش دادن به داستان های ترس آور جلوگیری کنید.

 

نکاتی درباره ترس ها

* در کمک به کودکی که سعی دارد بر ترس خود غلبه کند، شتاب زده عمل نکنید. اگر فشار وارده بیش از حد باشد، نه تنها ترس اولیه را حفظ می کند، بلکه از جانب پدر و مادر هم که او را بی محابا به کار خطرناک وادار می کنند، ترس جدیدی به وجود می آید.

 

* تحسین و تشویق در کمک به کودک برای غلبه بر ترس هایش، بسیار مۆثر است و باید مورد استفاده قرار گیرد. او باید بیاموزد که شکست ها و عدم موفقیت ها را به عنوان حقیقت زندگی و بدون ناامیدی و یأس بپذیرد.

 

* یکی از آسان ترین شیوه هایی که کودکان با استفاده از آن، نگرش ها و طرز فکرهای خود را می آموزند، تقلید از والدین یا بزرگسالان دیگر است. وقتی کودکی با ترس و هراس واکنش نشان می دهد، در واقع درس هایی را که از جامعه خود آموخته است، جواب می دهد. والدین و معلمان باید تا آنجا که می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند.

 

* استدلال و منطق، اسلحه نیرومندی برای مقابله با تمامی ترس هاست، به شرط آن که واضح و روشن و مطابق با سطح درک و فهم کودک باشد.

منبع: کلید رویارویی با مشکلات رفتاری کودکان. ترجمه مسعود حاجی زاده


من دروغ می گم ، تو دروغ نگو

تا به حال نشنیده ام که هیچ پدر و مادری بگوید فرزند من دروغ نمی گوید در حقیقت دروغگویی مهارتی است که تمام کودکان آن را می آموزند و برای دروغگویی آنان دلیلی وجود دارد.چه وقت بچه ها دروغ میگویند ؟

13445962721 دروغ نگویید تا از سردرد، گلودرد، اضطراب و سایر ناراحتیهای جسمی خلاص شوید !

خوب است بدانید دروغ برای کودک زیر 3 سال معنا ندارد، هر چه که به ذهنشان می رسد و هر چه را که نمی فهمند را به زبان می آورند. آن ها نمی دانند که حوزه تفکر آن ها خصوصی است و فکر می کنند والدین می توانند ذهن آن ها را بخوانند. دروغ، مطلب یا سخنی است که با واقعیت همخوانی ندارد و معمولا کسی که دروغ می گوید آگاهانه حقیقت را تحریف می کند. اما درباره کودک، دروغ گویی را باید مطابق با سن و دوره رشدی که پشت سر می گذارد، بررسی کرد. کودک تا قبل از 3 سالگی معنی دروغ را نمی داند و بین 3 تا 4 سالگی می آموزند که بزرگترها آنچه را که آنان در مورد آن فکر می کنند را درک نمی کنند و نمی توانند راست و دروغ را تمییز دهند و نمی توانند ذهنش را بخوانند. این بدین معنی است که تخیلات برایشان واقعیت دارد و داستانهای غیر ممکن را تعریف می کنند.

 

وقتی دچار مشکل می شونددیگران را سرزنش می کنند و آنها را مقصر می دانند بدون آنکه قصد آسیب رساندن به کسی را داشته باشند..

 

در این سن قدرت تخیل و تصویرپردازی به اوج خود می رسد و کودک همزمان با یادگیری مهارت ها و اطلاعات جدید قدرت ذهنی خود را بالاتر می برد. در این سن داستان پردازی کودک بسیار قوی است و یاد می گیرد کار بدی را که کرده است گردن یک فرد خیالی بیندازد. او بین واقعیت و خیال، مرزی قرار نمی دهد و در این مرحله داستانهای طولانی می گویند و در مورد آن اغراق می کنند و این داستانها چیزهایی هستند که بچه ها دوست دارند واقعیت داشته باشند ؛ لذا گاهی والدین خیال پردازی های وی را به اشتباه دروغ نام می گذارند.

 

کودکان متناسب با هوش، تخیل و موقعیت های محیطی و بنا به واکنش والدین در برخورد با آن ها از حدود 6 سالگی دروغ را می شناسند و در 9-8 سالگی تفاوت بین واقعیت و دنیای فانتزی را در می یابند و تا 10 سالگی کاملا بین حقیقت گویی به عنوان یک کار صحیح و دروغ گویی به عنوان یک کار نادرست تفاوت می گذارند.

 

دلایل دروغ گویی

با این که دلایل دروغ گویی در کودکان بسیار متعدد است اما می توان به بخشی از آن ها اشاره کرد.

 

** در اولین درجه بهتر است به تمایز قائل نشدن بین واقعیت و تخیل اشاره کنیم زیرا تعداد زیادی از کودکان دروغ نمی گویند بلکه ذهنیات خود را بر زبان می آورند اما والدین با واکنش عجولانه و اشتباه سعی می کنند گفته کودک را تصحیح کنند و او را از دروغ گویی برحذر دارند.

 

**گاهی والدین، دروغ را آموزش می دهند. به عنوان مثال در حضور او از ویژگی در کودک صحبت می کنند که فاقد آن است. اگر به کودک اجازه ندهیم در جمع اظهار نظر کند و او را به سکوت وادار کنیم، او به دروغ گفتن روی می آورد؛ عملی که بعضی از والدین ناآگاهانه آن را انجام می دهند.

 

** دروغ گویی نشانه اغتشاش درونی و نبود امنیت روانی در کودک است، وقتی که فرد کودک یا بزرگسال خود را در معرض خطر یا تهدید ببیند اگر شیوه صحیح با آن را نداند، به اشتباه سعی می کند با دروغ گفتن احساس امنیت و آرامش پیدا کند.

 

** گاهی کودک احساس عزت نفس نمی کند و درد حقارت باعث می شود برای ترمیم شخصیت خود دروغ بگوید. در واقع آنچه در دروغگویی کودکان مایه نگرانی است این است که شخصیت واقعی کودک را به یک شخصیت غیرواقعی تبدیل می کند. در چنین شرایطی زمینه بروز اختلالات شخصیتی و ناسازگاری های اجتماعی در کودک ایجاد می شود و سلامت روانی وی به خطر می افتد. طبیعی است که نمی توانیم نقش محیط اجتماعی را در شکل گیری شخصیت کودک نادیده بگیریم زیرا کودک از همه سو تحت تاثیر محیط پیرامون و الگوهایی است که در مقابل او قرار دارند. اگر والدین الگوی خوبی نباشند و در مقابل کودک دروغ بگویند، طبیعی است که کودک مانند آن ها رفتار خواهد کرد.

 

** گاهی بچه ها برای آزمودن والدین دروغ می گویند تا واکنش آنها را بسنجند. در چنین مواقعی لازم است والدین به جای نشان دادن واکنش تند و شدید، تلاش کنند تمرکز کودک را از روی موضوع دروغگویی به راستگویی معطوف کنند.

 

** گاهی اوقات هم ، کودکان برای بدست آوردن چیزی که می خواهند و یا وقتی می دانند کار اشتباهی کرده اند برای آنکه تنبیه نشوند دروغ می گویند.

 

چگونه تشخیص می دهید که فرزندتان دروغ می گوید؟

این سۆالی نیست که به راحتی بتوان جواب داد به خاطر اینکه بچه ها با یکدیگر فرق دارند. چندین راهنمایی وجود دارد:

 

1) به چهره آنان نگاه کنید وقتی آنان واقعیت را می گویند آرامش دارند در صورتیکه بسیاری از بچه هاوقتی دروغ می گویند عصبی و ناراحت هستند.

 

2) ساده بودن گفتار :دروغ تمرین شده و با آب و تاب گفته می شود.

 

3) منطقی بودن: دروغ به دروغ بیشتری برای پشتیبانی شدن نیاز دارد بنابراین با هم تناقض پیدا می کنندو بی مفهومند .

 

چه کنیم؟

اولین گام برای مقابله با دروغگویی کودکان افزایش اطلاعات و آگاهی ما به عنوان والد است. لازم است درباره رفتارهای کودک و دلایل دروغگویی اش آگاهانه تصمیم گرفت. هرگز نباید کودک را دروغگو خطاب کرد. این القاب منفی باعث از دست رفتن اعتماد به نفس وی می شود و او را به سمت دروغگویی بیشتر ترغیب می کند. لازم نیست بگویید این چندمین بار است که دروغ می گویی. کافی است بفهمید که کودکتان بدون اعتراف به دروغگویی، دروغ گفته است. اگر می دانید دروغ گفته است از او نخواهید اعتراف کند. این کار او را جری تر می کند.

 

اگر درباره فرود آمدن یک بالگرد در خیابان حرف می زند از او درباره چگونگی هدایت بالگرد و ... بپرسید. به تصورات ذهنی او پر و بال بدهید نه این که او را متهم به دروغگویی کنید. همچنین او را به دروغگویی تشویق نکنید. اگر کاری که خواسته بودید انجام نداده است درباره آن سوال نکنید تا مجبور به دروغ گفتن نشود. کافی است تذکر بدهید که کارش را هنوز انجام نداده است.

 

بیان ارزش صداقت بهتر از تکرار مضرات دروغگویی است، به کودک اجازه دهید لذت راستگویی را بچشد تا مزه تنبیه دروغگویی را، همچنین بگذارید احساسات خود را به هنگام انجام رفتار درست یا نادرست به زبان بیاورد در این صورت شما بهتر می توانید ریشه دروغگویی وی را شناسایی کنید.



وقتی صداقت دشوار است

 

مهم است که بدانید چرا کودک دروغ می گوید:

شاید درباره نمره اش دروغ می گوید زیرا احساس می کند تحت فشار قرار می گیرد و از ترس عواقبی که نمرات پایین به دنبال دارد، واقعیت را پنهان می کند. بنابراین او قربانی رفتار نادرست والدین خود شده است. اگر متوجه این وضعیت شدید با او صحبت کنید و درحالی که همه جانبه از او حمایت می کنید، دلایلش را بشنوید. در این جا هر دو باید تغییر رفتار دهید.

 

تاثیر مستقیم والدین بر گرایش کودکان به دروغگویی یا راستگویی

واکنش شدید و تند والدین در مواجهه با دروغگویی کودک باعث می شود کودک نقطه ضعف والدین را پیدا کند و با شناخت حساسیت والدین نسبت به این موضوع، از دروغ برای جلب توجه آنها استفاده کند. در بعضی موارد این والدین هستند که کودکان را تشویق به دروغ گفتن می کنند. ارائه واکنش غیرمنطقی و تند نسبت به دروغگویی یا خیال پردازی کودک، ارائه ندادن الگوی مناسب، پنهان کاری در مقابل کودک، ناآگاهی نسبت به تاثیر گفتار والدین بر کودک، باعث می شود کودک از آن به عنوان حربه ای برای توجیه رفتارهای خود و رسیدن به اهدافش استفاده کند

 




رمز و راز نقاشی‌های کودکان

بچه‌ها به نقاشی علاقه زیادی دارند و آنچه می‌کشند بازتاب دنیای درونی آنهاست. بیشتر بچه‌ها به کارهای هنری‌شان فکر نمی‌کنند یا حتی آن را سانسور نمی‌کنند. در طول 40 سال گذشته نقاشی کودکان به عنوان بخش مهمی از تشخیص‌های متخصصان اطفال به کار می‌رود. نقاشی به آنها کمک می‌کند مراحل رشد کودک را در همان لحظه مشاهده کنند و درباره مشکل احتمالی آگاهی یابند. یک نقاشی ساده می‌تواند نگاهی اجمالی به جهان‌بینی کودک، نقش او در خانواده و روابطش با دیگر اعضای خانواده و البته اعتماد به نفس او باشد.

این نقاشی همچنین می‌تواند میزان استحکام او و خانواده را نشان دهد که بسیار مهم است. نقاشی کودکان حتی می‌تواند اوضاع فرهنگی و نوع رفتارهای اعضای خانواده را با یکدیگر مشخص کند اما این هشدار را در نظر داشته باشید که اگر می‌خواهید معنای پنهان شده در نقاشی را بیابید نباید آنها را بیش از حد تفسیر کنید. نباید هر خطی که کودک می‌کشد را بخوانید، بهتر است نقاشی بچه‌ها را فرصتی برای صحبت کردن با فرزندتان تلقی کنید و درباره آنچه می‌خواسته بکشد با او حرف بزنید. سپس سؤال‌هایی از او بپرسید تا ارتباط‌تان را به این ترتیب با فرزندتان بیشتر کنید. حواس‌تان باشد بیش از حد بر او تاثیر نگذارید و او تحت‌تاثیر شما نباشد. مثلا بگویید: «درباره نقاشی‌ات برام تعریف کن. این آدما کین توی نقاشیت. چیکار دارن میکنن؟ چرا مامانو این شکلی کشیدی؟» حالا با هم برخی از نقاشی‌های معمول بچه‌ها را تحلیل می‌کنیم.

  نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

 وقتی خانواده شکل کلونی به خود می‌گیرد
مهارت نقاشی معمولا در دوران پیش‌دبستانی بهتر بروز می‌کند. بچه‌ها در این سن تمایل به استفاده از چهره‌های نزدیک به هم می‌کنند. بنابراین می‌توان از حالت چهره،‌ مکانی که خانواده در آن قرار دارد و کاری که در حال انجام هستند، برداشت‌هایی داشت. این نقاشی توسط یک دختر 5 ساله کشیده شده است. او مادرش را در سمت چپ خود کشیده و خودش، پدرش و برادر 8 ساله‌اش هم در کنار هم قرار دارند. این دختر خود را بزرگ‌تر از خانواده کشیده که این نشان‌دهنده اعتماد به نفس بالای اوست. شایان ذکر است که او خودش را بین پدر و برادرش قرار داده و این به این دلیل است که کودکان 4 تا 6 ساله در تلاش برای یافتن هویت جنسی‌شان هستند. به‌عنوان بخشی از روند طبیعی رشد و نمو، دختران از نظر عاطفی و فیزیکی به پدرشان نزدیک‌تر هستند (پسرها در این سن به مادرشان وابسته هستند) اما این احساسات موقتی است.

    نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

وقتی نگاه شخص سوم وجود دارد
پسر 7 ساله‌ای که این نقاشی را کشیده می‌گوید ما در حال بازی هستیم،  این نشان می‌دهد پسربچه نقاشی را از دید فردی که در حال تماشای بازی آنهاست، کشیده است. همین موضوع نشان می‌دهد او قوه بصری و فضایی بالایی دارد. کودکانی که فضا را بهتر از دیگران حس می‌کنند دارای قابلیت درک بهتری هستند. به‌کارگیری فضا نشان‌دهنده ارتباط و طریقه واکنش کودک و محیط اطراف اوست. بچه‌هایی مانند این کودک معمولا هنرمند هستند و در حل معماها و بازی‌ها خوب عمل می‌کنند. این خانواده هم در خانه مشغول بازی است و نشان از رابطه خوب این خانواده با هم دارد. اینکه پسر بچه خود را در راس میز کشیده نشان از ایجاد حس هویت در او دارد.

    نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

وقتی جزئیات مهم است
دختر 7 ساله‌ای که این عکس را کشیده، یک سه‌قلوست که قبل از موعد متولد شده است. وقتی از او سؤال می‌شود که افراد در این نقاشی در حال چه کاری هستند، او از برادرش که در سمت چپ نقاشی است، شروع می‌کند. می‌گوید: «او در حال شستن لباس‌هاست. مامان در حال انجام کار با کامپیوتر است. من دارم لباس‌ها را آویزان می‌کنم پدر در حال شستن ماشین است و خواهرم لیوان‌ها را می‌شوید.» او نقاط مختلف بدن و لباس‌های پدر و مادر را کشیده که نشان می‌دهد به بلوغ بصری و مهارت‌های حرکتی لازم دست یافته‌ است. با نگاه به لباس‌های هرکس تفاوت‌های جنسیتی کاملا مشخص می‌شود. در این نقاشی کودکان و والدین به عنوان واحدی منسجم مشخص شده‌اند که به نظر می‌رسد از انجام کارهای روزمره لذت می‌برد.

   نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

 وقتی زمین  سوراخ می‌شود
این نقاشی توسط یک دختر 7 ساله که به تازگی با پدر و مادر و برادر کوچک‌ترش به مراسم خاکسپاری پدربزرگش رفته، کشیده شده است. این نقاشی توانایی این دختر را در ایجاد تفکیک چهره کودکان و بزرگسالان نشان می‌دهد و اینکه چهره‌های غمگین را کشیده است. او خود و پدرش را در یک پیوند قوی نشان داده. همین اتفاق غم‌انگیز باعث شده او همه اعضای خانواده را به هم نزدیک بکشد. این نشان می‌دهد خانواده در لحظه‌های غم‌انگیز زندگی کنار هم هستند.

   نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

 وقتی بالن‌ها به هوا می‌رود
این نقاشی یک مثال عالی از این موضوع است که کار هنری می‌تواند سکوی پرتاب ارتباط باشد. این نقاشی را دختری 11 ساله کشیده که با مادرش زندگی می‌کند و هیچ خواهر و برادری ندارد. روانشناس با دیدن این نقاشی در بررسی اولیه سلامت فیزیکی، تکالیف مدرسه و رشد اجتماعی او را مناسب ارزیابی کرد. اما این دختر اغلب نمی‌توانست به خانه دوستانش برود. او ترجیح می‌داد دوستانش به خانه او بیایند و وقتی مادرش در کنارش بود با آنها بازی کند. واقعیت این است که این وابستگی زیاد بین مادر و کودک می‌تواند در روند رشد او اخلال ایجاد کند و این نکته در نقاشی‌ای که این دختر کشیده بود، مشخص شد. این طور که در نقاشی مشخص است این دو بسیار به هم نزدیک هستند و یک خط باریکی مادر و دختر را به هم وصل کرده است. وقتی از مادر سؤال شد که «درباره این نقاشی چه فکر می‌کنید؟» او با افتخار درباره مهارت نقاشی دخترش صحبت کرد. اما پس از آن اعتراف کرد آن چیزی را که روانشناس در پی نشان دادن آن در رابطه او و دخترش است، می‌بیند. بعد از آنکه با این مادر صحبت شد، او با انگیزه بهتری در پی یافتن راهی برای جدایی روانی اما همراه با عشق و رابطه نزدیک بود.

   نقاشی‌های کودکان,نقاشی کردن کودک

 وقتی خانواده فوتبالیست می‌شود
این نقاشی بسیار خوب است. این نشان می‌دهد خانواده در حال لذت بردن از ورزش است. وقتی از پسربچه 9‌‌ساله‌ای که این نقاشی را کشیده خواسته شد آن را توضیح دهد، گفت: «ما در حال بازی فوتبال هستیم. پدر گفت بهش پاس بدم، منم این کار رو کردم و اون هم به مامان پاس داد و مامان هم توپ رو داد به برادر کوچیکم.» نمایش حرکت در نقاشی نزد نوجوانان و کودکان سنین بالا به عوامل عاطفی، فرهنگی یا به استعداد مهارت خلاقیت آنها بستگی دارد. می‌توان گفت که کشیدن تصاویر مختلف به حالت ثابت یا در حال حرکت بیانگر شخصیت کودک در یک محیط هماهنگ و یکنواخت است. کودکی که در نقاشی‌هایش تصاویر در حرکت را معرفی می‌کند، معمولا فردی باهوش و فعال و از همسالانش اجتماعی‌تر است. توصیف این پسر از نقاشی تعامل فعالش را با دیگر اعضای خانواده مشخص می‌کند. اما سؤال اینجاست که چرا مادر خانواده بزرگ‌تر از بقیه اعضا کشیده شده است. آیا او نقش رئیس خانواده را دارد؟

رنگ‌ها چه مفهومی دارند؟


سیاه و سفید
به معنای ترس، اضطراب، اندوه و ناامیدی است.
خاکستری
رنگی خنثی که چیزی را بیان نمی‌کند.
قهوه‌ای
به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.
بنفش
به معنی تمایل به چیزهای مخالف است. اگر زیاد استفاده شود به معنی اضطراب است.
آبی
صلح و آرامش و تسلیم شدن در این رنگ نهفته است، ضمن آنکه به معنی درون‌گرایی کودک است.
سبز
این رنگ به معنای نیاز به جلب توجه و تمایل به برقراری ارتباط و سرسختی است.
قرمز
برون‌گرایی کودک در استفاده از این رنگ نشان داده می‌شود.
زرد
شادی و خوش‌بینی و میل به مشارکت در این رنگ مشخص است.
صورتی
وقتی کودک از این رنگ استفاده می‌کند نشان می‌دهد تمایل به صلح و تعادل دارد.

  عناوين مرتبط :




کليه حقوق اين سايت برای ندای راه زندگی محفوظ است

برنامه نويسی و حق تکثير اين نرم افزار متعلق به ( اصفهان هاست ) ميباشد

www.nrzendegi.ir